تبلیغات
از کجا تا نا کجا>>> - حکایت چهار دانشجو‎
 
از کجا تا نا کجا>>>
جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
درباره وبلاگ


در این وبلاگ سعی شده تا علاوه بر استفاده تجاری و کسب درآمد به آموزش و انتقال اطلاعات عمومی در زمینه های مختلف به کاربران عزیز پرداخته شود.

امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ داشته باشید و مطالب برای شما دوستان عزیز مورد توجه قرار گیرد.

حتما در نظرسنجی که در پایین صفحه سمت چپ قرار داده شده شرکت کنید.

.:با تشکر مدیریت سایت:.

مدیر وبلاگ : مهندس حسینی
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب سایت چه مقدار بوده است؟








یکشنبه 21 اسفند 1390 :: نویسنده : مهندس حسینی
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

برای مشاهده ادامه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟ 2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!




نوع مطلب : اطلاعات عمومی، نزدیک به زندگی، تفریح و سرگرمی، متفرقه، آموزش، داستانهای خواندنی، 
برچسب ها : حکایت چهار دانشجو‎،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تسبیح سنگ عقیق قرمز خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا نرم افزار دفترچه تلفن دیجیتالی خاطر خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا

.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید



 
 
 

IranSkin go Up

رتبه سنج گوگل

رتبه سنج گوگل